Affecttheory

رباب محب

 

 

  چيست ؟Affecttheory

 

 به لحاظ لغوي " اثر کردن بر ، تأثير نمودن بر ، متأثر کردن ، به خود Affect

بستن ،بهانه کردن " معنا شده است (فرهنگ انگيسي – فارسي ،حييم ص 22). از ديدگاه روانشناسي و عصب شناسي « زندگي احساسي » تعبير مي شود.

ما بطور روزمره و در زبان محاوره اي خود از جملاتي چون « احساساتي نباش » ، « عقلتو بکار بنداز » ، « يه کمي فکر کن » ، « عاقل باش» و از اين قبيل بسيار استفاده مي کنيم.  ما در گفتگو هاي روزمره به ريشه و ساختار واژه ها نمي انديشيم . در حالي که بسياري از اين جملات از مذهب و باور به اصل ثنويت (دوگانگي) سرچشمه  مي گيرند.

 

زبان مثل هر پديده ي انساني از عوامل متعددي تأثير می پذيرد. دوگانه انديشيدن (ثنويت) ، يعني خوب  مقابل بد ، زيبا برابر  ِ  زشت ، احساس برابر ِ عقل و غيره ريشه اي به قدمت خود انسان دارد.

رواقيون احساسات را باعث گمراهي آدمي دانسته و معتقد بودند احساسات نيروی عقل و انديشه را از ما مي گيرد. و از همين روي دوري جستن از احساسات و پيروي از عقل را توصيه مي کردند.

 

اما آيا به راستي چنين است؟ آيا احساسات سدّ راه عقل است؟ آيا اساسأ احساسات و عقل  دو قطب مقابل همند؟

نورمل با قاطعيت تمام پاسخ مي دند: نه!

از سپيده ي سحر تا شام تاريک ، اين احساسات ماست که به ما سمت و سوي مي دهد. بدون احساسات ( مثلا بدون حس همکاري ) همزيستي ممکن نيست. ما با روحي – رواني(دروني) کردن اتفاقات و حوادث زندگي ست که  خود و ديگران را مي فهميم. 

 

سيلوان . اس . تومکين (1911-1991) پايه گذار  افکت تئوري با ردّ دو قطبي بودن  احساسات و عقل  پلي ميان علم بيولوژيک و روانشناسي زده است. طبق نظر تومکين انگيزه با انسان متولد مي شود. به عبارت ديگر نوازد ِ انسان از همان روزهاي اول زندگي داراي انگيزه است. انگيزه ها سيستمي هستند که در غالب افکت بروز مي کنند. انگيزه ها و محرک هاي دروني و بيروني بر سيستم فوق تأثير مي گذارند و به عکس العمل هاي فيزيکي و بيروني منجر مي شوند.  بطور مثال هنگامي که پوشک نوزاد خيس مي شود ، پوستش علامت هاي خاصي را به سلسله  ي عصب/اعصاب مربوطه مي رساند و کودک بدون علم به چرايي ِ عملش ، شروع به گريه و جيغ زدن مي کند. او به مرور زمان قادر به تفسير و تعبير افکت ها مي شود و به رابطه ها ي علت و معلولي پي مي برد. به نظر تومکين در اين مرحله است که بايد از واژه ي حس(ايموشن) بهره جست. حس کودک -  از وقايع زندگي و بطور پيوسته رنگ و شکل مي گيرد تا مرحله اي که  شکلي شخصي و يگانه به خود مي گيرد. آنوقت است که خشم و عصبانيت و ساير حالات ما – بنا به تجارب فردي – به شکل هاي گوناگوني بروز مي دهند.

 

تومکين  افکت ها را بر دو دسته تقسيم مي کند : 

 1لف -   افکت  هاي خنثا (نئوترال ) ، مثل تعجب ، سر گشتگي

ب - -   افکت  هاي مثبت (عشق ، خوشايند ، نشاط ، علاقه ، 

شادي و ...) و منفي (خشم ، عصبانيت ، ترس ، وحشت ، غم ، نفرت و ..).

  افکت ها حالات ديگري - مثل ضعيف بودن يا شديد بودن نيز به خود مي گيرند .

 

نوزاد بدون دانستن دليل حسش ، و بنا به وقايعي بيروني و دروني که  خشم او را انگيخته ، عصبانيت خود را  با چين هاي دور بيني و پيشاني ، ماهيچه هاي متورم صورت و جيغ و فرياد نشان مي دهد. نوع بروز خشم و ساير احساسات به مرور زمان سوسياليزه مي شود. به عبارت ديگر شکل بروز خشم را برخورد ها و عکس العمل هاي اطرافيان تعيين مي کنند.

خشم خود را خوردن و يا پنهان کردن در ميان بعضي خانواده ها و فرهنگ ها يک مزيت تلقي مي شود. کودک از بدو تولد چگونه به چنين مزيتي دست يافتن را مي آموزد و بدين لحاظ خشم – همانند ساير احساسات بشري – بار  ِ فرهنگي و اجتماعي دارد. فرو خوردن خشم به معناي از ميان رفتن علائم آن در بدن نيست. علائمي چون تند شدن ِ ضربان قلب ، بالا رفتن فشار خون ، منقبض شدن ماهيچه ها و ... کماکان در بدن آدم خشمگين بروز مي کند.

پرداختن به تک تک حالات انساني در حوصله ي اين متن نيست. آنچه  اينجا حائز اهمييت است ، اين است که  بروز هر حس به چهار پيش زمينه ي بنيادي  نيازمند است : تشخيص ، ابزار بيان ،اغماض/ شکيبايي(تولرنس) و ميداني براي بروز.

 

انسان موجودي صرفأ بيولوژيک نيست. او سايکولوژيک يا اجتماعي هم هست. احساسات و احتياجات روحي – دروني اش در رابطه با ديگران است که امکان بروز و سرکوب يا تحقق مي يابد. راز بقاي جسم او در گرو بقاي روح و حس او نيز هست.

تومکين هنگام مطرح کردن نظراتش همواره از دو ترم افکت و ايموشن استفاده مي کند. از ديدگاه او افکت در برابر عمل و عکس العمل هاي فيزيکی بروز مي کند و ايموشن زماني که فرد به افکت هاي  خود آگاه مي شود. ايموشن ها با گذشت زمان و تحت تأ ثير شرايط مختلف پيچيده و پيچيده تر و در نتيجه  فردي تر و يگانه تر  مي گردندند.

دونالد ناتنسون (1994) يکي از چهره هاي برجسته دنياي روانشناسي است که با صحه بر نظرات تومکين مي گويد : افکت ها  بيولوژيک  و احساسات سايکولوژيک و ايموشن بيوگرافيک هستند.

 

نا گفته نماند که نظرات تومکين مورد نقد و بررسي بسياري از روانشناسان و زيست شناسان قرار گرفته است. داس ماسيو يکي از اين افراد است که در کتاب خود " در جستجوي اسپينو زا " از ايموشن  به عنوان حالاتي فيزيکی وُ  جسمي نام مي برد  و  احساسات را تجربه هايي دروني و سوبژه مي داند .

 

 نظرات تومکين و روانشناسان بعد از او تحولي در دنياي مدرسه و

 آموزش و پرورش کشور هاي غربي به وجود آ ورده است. پيامد اين نظرات نقد امتحانات و مدرک تحصيلي و تست هايي است که به تست بهره هوشي (ویکس) مشهور مي باشد.  در مقاله بعدي به شرح نقدها و نظرات ارزشمند روانشناس آمريکايي دانيل گولدمن خواهم پرداخت.

 

 

نگاه ما ، علم ماست!

 علم ما زبان ماست!

پس در خاتمه نگاهي گذرا به چگونگي استفاده ي روزمره ي  زبان فارسي بيندازيم .  به  راستي آبشخور اين جملات اگر جامعه ي مرد سالار و مذهب نيست ، پس کجا ست؟  :

« عقل زن نصف عقل مرد است».  « زن يعني احساسات. مرد يعني عقل » « عقلت را دست زن ها نده» و ...

 

 و در اين ميانه  جاي کودک کجاست؟ آيا کودک احساس صرف است؟ يا مالک ِ عقل و انديشه هم  هست؟ يا کودک آن ظرف تهي است که بايد به دست ما بزرگترها پر شود؟

پاسخ در نگاه ما ا ست و نگاه ما...

استکهلم

ژانويه دوهزارو شش


يک توضيح:  تر جيح داده ام بعضي واژه ها يي از قبيل  افکت و افکت تئوري و ايموشن را به فارسي بر نگردانم. شايد تا کنون واژه ها ي معادلي که بتواند مفهوم دقيق اين کلمات را – تمامأ - برساند توسط انديشمندي آفريده شده است که من از آن آگاه نيستم؟  نميدانم!

 

Emotion  ايمشن  -1

 نئوترال Neutral - 2

تولورنس  Tolerance  - 3

 Dasmasio  داس ماسيو -4

WICS ویکس -5

اسامي :

Normell

Silvan . S . Tomkin

                                                                                   Donald Nathanson

Daniel Goldman

مأخذ :

- فرهنگ يک جلدي – آنگليسي – فارسي ، حييم . چاپ هشتم . 1368 . نشر فرهنگ معاصر تهران.

Birnik . H. Lδrare och handledning. Studetnlitteratur. 1999 -      

 

 

 بخش دوم

 خانه

 

 مقاله هاي ديگر

 

 

 

 

          باز چاپ مطالب  و تصاویر وب لاگ رباب محب با "لینک" و ذکر ماخذ آ زاد است!