شنوایی و اندیشه

من سال ها پیش در «مانیلا» مدرسهِ ناشنوایان استکهلم، جایی که فرزند ناشنوایم بینش سواد آموخت، فیلمی از هلن کلر بانوی نابینا و ناشنوا دیدم. هلن کلر در بازدید از مدرسه یِ «مانیلا» به پرسش های خبرنگاران که دورِ او حلقه زده بودند پاسخ می داد. خبرنگاری از او پرسید اگر قرار باشد یکی از این دو حسّ به او برگردانده شود، کدام را انتخاب خواهد کرد؛ حسِّ شنوایی یا بینایی؟ هلن کلر بلادرنگ پاسخ داد؛ شنوایی. خبرنگار با تعجب پرسید؛ دوست ندارید دنیای پیرامون خود را ببنید؟ هلن کلر لبخندی زد و گفت انسان ها با گفتگو انسان می شوند.

بقیه مقاله را در سایت رندان بخوانید

مقالات

پژواک داستان ها در ما

عکس رُخ

اگر نوبل نمی گرفتم

تبعید سرچشمهِ آفرینش

  فراموشی نیچه را به جنون کشاند

مغز شناسي تهديدی برای اختيار

نوشتن یعنی طرح سؤال

هنر آفرینش جامعه ی خوب

یادی از پیروزی گران

دانته و فيزيک الهي

دريفوس نماد فساد و پوسيدگی محکمه و قانون مدنی

هر روز یک زبان می میرد

زبان مهمتر است از پشت هم اندازی

چهار صد سال دیوانگی

جنسیت یک تراژدی است

انتقام

پاموک مفاهیمش را با معنا شارژ می کند

 

پرستویی درآزمایشگاه اندیشه

اکادمی سوئد شعر را محروم می کند

اسپندر پرتگاه را از زوايای گوناگون مي ديد

مصاحبه گلرفلد با یوسا

گام های آهسته رقص مرگ
در سایت اثر بخوانید

دوبوار ودوپهلوترین فلسفه

سيل زنان اهل مطالعه نگراني مردان را فراهم کرد

گودی پا به زيبایي بهار

آوانگارد اروپای شرقی

دشواری های درون نگری

نوبت چپ دستهاست

عکاسی و ادبیات

ديدار علم با ادبيات

 

 

 

بیوگرافی

خانه کتاب

مقاله

طنز

گفتگو

داستان

شعر

نقاشی

سیاه قلم

پیوندها

خبر

خانه

ترجمه ترجمه شعر

 

باز چاپ مطالب و تصاویر وب لاگ رباب محب با لینک و ذکر مأخذ آزاد است